الشيخ البهائي العاملي (مترجم: على بن طيفور بسطامى)
207
منهاج النجاح في ترجمة مفتاح الفلاح (فارسى)
و ازين بهتر در شناسائى آتش مرتبهء جمعى است كه احساس گرمى آن كرده باشند و به روشنائى آن غبار ظلمت را از پيش نظر برداشته ، مشاهدهء بعض محسوسات كه تراكم ظلمت از آن مانع بود نموده باشند ؛ و نظير اين مرتبه در خداشناسى مرتبهء برخى است از مؤمنين خالص كه اطمينان خاطرى در شناخت حق ايشان را بهم رسيده باشد ، و به علم اليقين دانند كه اوست خالق كاينات و روشنى بخش ارض و سماوات چنانچه خود در توصيف خود مىفرمايد : اللَّهُ نُورُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ « 1 » . و ازين بلند مرتبهتر كسى است كه پيكر وجود خود را به آتش داده بتمامه سوخته باشد و خاكستر گرديده ؛ و نظير اين مرتبه در معرفت واجب [ معرفت ] ارباب شهود و فناست كه به عين اليقين مشاهدهء معشوق حقيقى كردهاند ، و از غايت التذاذ از آن وجود ، خود را در ميان نديده ، همه او شدهاند ، و در هر چه مىنگرند عين او مىپندارند . و نعم ما جرى على لسان حال بعض ارباب الكمال : آنان كه ز جام معرفت سرشارند * در خلوت ديده غير را نگذارند چون در نظر بينششان غيرى نيست * در هر چه نظر كنند حق پندارند و ازين مرتبه مرتبهاى بلندتر نيست ، و از اين پايه پايهاى رفيعتر نه - انتهى كلامه أعلى اللَّه مقامه . مترجم گويد : « چنانچه مصنّف - رحمه اللَّه - فرمودهاند ظاهر است كه از معرفتى كه ازين دعا مراد است نمىتواند بود كه مرتبهء اول معرفت مراد باشد چرا كه در ضمن تقليد ، كمالى متصوّر نيست ، بلكه مرتبهء ثانى نيز مراد نيست ، چنانچه كلام مولوى معنوى در « مثنوى » شاهد بر آن است كه گفته است : پاى استدلاليان چوبين بود * پاى چوبين سخت بىتمكين بود و مولانا مؤمن حسين يزدى - رحمه اللَّه - نيز درين مقام رباعيى دارد كه ذكر
--> ( 1 ) سورهء نور : 24 - آيهء 35 .